من منا خداشناس هستم؛ پژوهشگر، نویسنده، مترجم و مدیر گالری هنری هیتو. فعالیتهای من در نقطه تلاقی آرت بروت (Art Brut)، هنر اوتسایدر (Outsider Art)، ادبیات و مطالعات فرهنگی شکل میگیرد. آنچه مرا در مسیر کار قرار میدهد، بررسی روایتهای زنانه و بازخوانی نقش زنان در تاریخ هنر و ادبیات ایران است، روایتهایی که در بسیاری از دورهها حذف شده، دستکاری شده یا نادیده گرفته شدهاند. در پروژههای پژوهشی و نوشتاریام، به تجربه زیستهی زنان، حافظهی فردی و جمعی، و چگونگی بازنمایی آنها در تصویر و متن توجه دارم. باور دارم که هنر میتواند به بازگویی روایتهای خاموش و بازگرداندن صدا به سوژههای تاریخی کمک کند. در کنار پژوهش و کیوریتوری، در زمینه کلکسیونری آثار هنرمندان خودآموخته نیز فعال هستم و به معرفی و گسترش جریان آرت بروت و اوتسایدر آرت در ایران میپردازم. از طریق نمایشگاهها، نشستها، پروژههای مطالعاتی و نوشتارهای تخصصی، تلاش میکنم مسیر گفتوگو و شناخت عمیقتر نسبت به این جریان را برای هنرمندان، پژوهشگران و مخاطبان فراهم کنم.

مقالات وب سایت منا خداشناس

تاریخ موسیقی در غرب
تاریخ آواز و موسیقی غرب : از پیدایش صدا تا انقلاب اپرا پیش تاریخ آواز: وقتی صدا نخستین ابزار انسان شد در آغاز، صدا بود؛ نشانه زندگی و حضور انسان. انسانهای اولیه پیش از آنکه زبان گفتاری شکل گیرد، احساسات

تاریخ فرهنگی رژلب
تاریخچه کهن رژ لب رژ لب یکی از قدیمیترین و پرکاربردترین محصولات آرایشی در جهان است و تاریخچه ی آن قدمتی بیش از پنج هزار سال دارد. شواهد اولیه استفاده از رژ لب به حدود ۵۰۰۰ پیش از میلاد در

توجه در ادبیات معاصر
زیدی اسمیت و آن رایت: هنر توجه کردن و توجه در ادبیات معاصر در ادبیات معاصر، دو نویسنده برجسته، زیدی اسمیت و آن رایت، با مجموعه مقالات خود نگاهی دقیق و کنجکاو به زندگی مدرن ارائه میدهند. مارتین آمیز زمانی
بیانیهٔ هنری / پژوهشی
کار من در پی بازخوانی تاریخ از نگاه زنان است. در این مسیر، تصویر و متن برای من نه صرفاً رسانه، بلکه فضای گفتوگو هستند؛ گفتوگویی میان گذشته و اکنون، میان زنان ثبتشده در آرشیو و زنانی که امروز در هنر مشارکت دارند. آنچه در آثار و پژوهشهایم پیگیری میکنم، بازگرداندن حق روایت به زن است؛ زنی که گاه بهعنوان تصویر تشریفاتی، گاه بهعنوان موضوع مطالعه و گاه بهعنوان حاشیهنشین هنر دیده شده است. با تمرکز بر آرت بروت و هنر اوتسایدر، به تجربههایی توجه میکنم که خارج از ساختارهای رسمی آموزش و مؤسسات شکل گرفتهاند؛ جایی که خلاقیت خام، زیستمند و ریشهدار عمل میکند. این نوع نگاه، امکان مشاهدهی جهان از منظر دیگری را فراهم میسازد؛ منظری که در آن بدن، حافظه، زبان و هنر دوباره تعریف میشوند. در نهایت، هدف من ایجاد فضایی برای بازاندیشی و گفتوگو است؛ فضایی که در آن زن، بهجای آنکه ابژهی تصویر باشد، صاحب نگاه و روایت شود.