gertrude-stein-alice-b-toklas-modernism

گرترود استاین و آلیس بی. توکلاس، شراکتی که مدرنیسم را شکل داد

به قلم منا خداشناس

مقدمه

در تاریخ ادبیات مدرن، برخی خانه‌ها به اندازه‌ی خود آثار اهمیت پیدا می‌کنند. خانه‌هایی که در آن‌ها گفت‌وگوها، دوستی‌ها و تنش‌های فکری به همان اندازه‌ی کتاب‌ها و نقاشی‌ها در شکل‌گیری فرهنگ نقش داشته‌اند.

یکی از مشهورترین این خانه‌ها، آپارتمان شماره‌ی ۲۷ خیابان فلوروس در پاریس بود؛ جایی که گرترود استاین و آلیس بی. توکلاس دهه‌ها در کنار هم زندگی کردند و آن را به یکی از کانون‌های اصلی مدرنیسم تبدیل کردند.

داستان این خانه در واقع داستان دو زن است: نویسنده‌ای که زبان را به آزمایشگاه تبدیل کرد و زنی که در سکوت و با نظمی دقیق، امکان شکل‌گیری آن آزمایش‌ها را فراهم آورد.

پاریس، آزمایشگاه مدرنیسم

در آغاز قرن بیستم، پاریس به مرکز تحولات هنری جهان تبدیل شده بود.

نقاشی کوبیستی در حال ظهور بود، شاعران با فرم‌های تازه تجربه می‌کردند و نویسندگان آمریکایی بسیاری برای یافتن آزادی هنری به این شهر مهاجرت می‌کردند.

گرترود استاین، که در سال ۱۸۷۴ در آمریکا متولد شده بود، در سال ۱۹۰۳ همراه برادرش لئو به پاریس نقل مکان کرد.

آن‌ها خیلی زود به جمع‌آوری آثار هنری مدرن پرداختند و با هنرمندان جوانی آشنا شدند که بعدها چهره‌های تعیین‌کننده‌ی هنر قرن بیستم شدند.

خانه‌ی آن‌ها به‌تدریج به محل گردهمایی هنرمندان تبدیل شد.

پابلو پیکاسو، آنری ماتیس، ژرژ براک، خوان گریس و بعدها نویسندگانی مانند ارنست همینگوی و اف. اسکات فیتزجرالد از مهمانان این خانه بودند.

ارنست همینگوی در جشن بیکران (A Moveable Feast) از استاین به‌عنوان شخصیتی یاد می‌کند که برای نسل نویسندگان جوان نوعی اقتدار فکری داشت، او همان‌جا اصطلاح مشهور «نسل گمشده» را نقل می‌کند که به استاین نسبت داده شده است.

همین نکته به‌خوبی نشان می‌دهد که استاین نه‌فقط یک نویسنده، بلکه یک مرکز گفتمانی بود؛ کسی که در شبکه‌ی مدرنیسم جایگاهی محوری داشت.

اما پرسش مهم این است: آلیس بی. توکلاس در این شبکه کجا قرار می‌گیرد؟

ورود آلیس، شکل‌گیری یک شراکت پایدار

آلیس بی. توکلاس در سال ۱۹۰۷ با استاین آشنا شد.

از همان دیدار نخست، به تعبیر خودش، نوعی قطعیت در رابطه وجود داشت.

آن‌ها به‌زودی با هم زندگی کردند و این زندگی مشترک تا زمان مرگ استاین در سال ۱۹۴۶ ادامه یافت.

در روایت‌های تاریخی اولیه، توکلاس اغلب به‌عنوان «همراه وفادار» یا «مدیر خانه» معرفی می‌شد، اما پژوهش‌های متأخر ــ به‌ویژه در حوزه‌ی مطالعات جنسیت و کوییر ــ این تصویر ساده‌انگارانه را به چالش کشیده‌اند.

زیرا اگر مدرنیسم را نه صرفاً به‌عنوان مجموعه‌ای از آثار، بلکه به‌عنوان یک شبکه‌ی روابط، فضاها و تعاملات اجتماعی ببینیم، نقش توکلاس بسیار پررنگ‌تر می‌شود.

شراکتی که مدرنیسم را متحول کرد

لینک عکس

او:

  • مکاتبات را مدیریت می‌کرد.
  • برنامه‌ی دیدارها را تنظیم می‌کرد.
  • روابط اجتماعی را سامان می‌داد.
  • فضای خانه را به محیطی منظم و پایدار تبدیل می‌کرد.

در واقع، او نوعی «زیرساخت انسانی» برای مدرنیسم فراهم می‌کرد.

این نکته برای تحلیل جنسیتی بسیار مهم است؛ زیرا در بسیاری از روایت‌های تاریخی، کار عاطفی و سازمان‌دهنده‌ی زنان نامرئی می‌شود، در حالی که بدون آن، تولید فرهنگی ممکن نیست.

زبان به مثابه آزمایش، استاین و شکستن نحو

برای درک عمیق‌تر این رابطه، باید به خود نوشتار استاین نگاه کنیم.

در آثاری چون Tender Buttons (1914)، استاین عمداً از روایت خطی، شخصیت‌پردازی کلاسیک و نحو سنتی فاصله می‌گیرد.

او به‌جای روایت، بر تکرار، ریتم، واژه‌ها به‌مثابه اشیاء مستقل و شکست‌های معنایی تمرکز می‌کند.

او در یکی از جملات مشهورش می‌نویسد:

A rose is a rose is a rose.

این جمله که به نماد سبک او تبدیل شده، چیزی فراتر از بازی زبانی است.

تکرار در اینجا هم تأکید است و هم فروپاشی معنا؛ واژه از ارجاع صرف به شیء فاصله می‌گیرد و به خودِ زبان تبدیل می‌شود.

پژوهشگران بسیاری ــ از جمله منتقدان فرمالیست و بعدها نظریه‌پردازان پساساختارگرا ــ نوشتار استاین را پیش‌درآمدی بر ایده‌های ساختارشکنی دانسته‌اند.

اما آنچه کمتر گفته شده، این است که این رادیکالیسم زبانی در دل یک زندگی مشترک پایدار شکل گرفت.

نوعی تناقض جذاب وجود دارد:

  • در زبان، گسست و شکست.
  • در زندگی، استمرار و ثبات.

و این ثبات، تا حد زیادی حاصل حضور توکلاس بود.

شراکتی که مدرنیسم را متحول کرد

لینک عکس

«اتوبیوگرافی آلیس بی. توکلاس»، بازی قدرت و صدا

در سال ۱۹۳۳، استاین کتابی منتشر کرد که به پرفروش‌ترین اثرش تبدیل شد:

The Autobiography of Alice B. Toklas

کتاب در ظاهر زندگی‌نامه‌ی توکلاس است، اما در عمل زندگی‌نامه‌ی استاین است که از زبان توکلاس روایت می‌شود.

این جابه‌جایی صدا بسیار معنادار است.

از منظر نظریه‌ی روایت، ما با نوعی متفاوت از خودزندگی‌نامه روبه‌رو هستیم؛ نویسنده صدای دیگری را «به عاریت» می‌گیرد تا خود را بازنمایی کند.

این انتخاب را می‌توان در چند سطح تحلیل کرد:

۱. سطح ادبی

تجربه‌ای مدرنیستی در بازی با راوی و هویت.

۲. سطح روان‌شناختی

ادغام هویت‌های فردی در یک «ما»ی مشترک.

۳. سطح جنسیتی

بازتعریف رابطه‌ی عاشقانه‌ی دو زن در قالبی که برای جامعه‌ی آن زمان قابل پذیرش‌تر باشد.

نکته‌ی جالب اینجاست که همین کتاب ــ که بیش از سایر آثارش به روایت و داستان نزدیک است ــ بیشترین موفقیت عمومی را برای استاین به همراه آورد.

گویی مخاطبان با چهره‌ی انسانی‌تر و روایت‌پذیرتر او راحت‌تر ارتباط برقرار کردند.

سالون به‌عنوان فضای کوییر

خانه‌ی استاین و توکلاس را می‌توان به‌عنوان یک «فضای کوییر پیشامدرن» تحلیل کرد، فضایی که در آن هویت‌های جنسی و هنری خارج از هنجارهای غالب امکان بروز پیدا می‌کردند.

پاریس در آن دوران نسبت به بسیاری از شهرهای آمریکا و انگلستان فضای بازتری برای زندگی همجنس‌گرایانه داشت.

با این حال، رابطه‌ی آن‌ها هرگز به‌طور مستقیم در قالب زبان صریح بیان نشد.

این سکوت نسبی را می‌توان هم به‌عنوان استراتژی بقا دید و هم به‌عنوان بخشی از زیبایی‌شناسی آن‌ها.

مدرنیسم، به‌طور کلی، پروژه‌ای بود برای شکستن هنجارها؛ چه در فرم هنری و چه در سبک زندگی.

در این معنا، رابطه‌ی استاین و توکلاس خود به‌نوعی عمل مدرنیستی بود.

پس از مرگ استاین، حافظه، مالکیت و حذف

وقتی گرترود استاین در سال ۱۹۴۶ درگذشت، توکلاس انتظار داشت میراث مشترکشان به او برسد.

اما به‌دلیل ساختارهای حقوقی زمانه، بخش زیادی از اموال و آثار هنری به خانواده‌ی استاین رسید.

این مسئله یکی از نقاط دردناک تاریخ این رابطه است.

توکلاس سال‌ها در همان آپارتمان زندگی کرد و کوشید یاد و آثار استاین را زنده نگه دارد.

کتاب The Alice B. Toklas Cookbook (1954) در ظاهر کتاب آشپزی است، اما در واقع مجموعه‌ای از خاطرات و روایت‌های فرهنگی است.

حتی در این کتاب نیز، زندگی مشترک آن دو در لایه‌های روایت حضور دارد.

بازخوانی در مطالعات جنسیت

در دهه‌های پایانی قرن بیستم، با رشد مطالعات کوییر و تاریخ‌نگاری فمینیستی، رابطه‌ی استاین و توکلاس بار دیگر مورد توجه قرار گرفت.

پژوهشگران نشان دادند که:

  • توکلاس صرفاً «همراه» نبود، بلکه شریک فرهنگی بود.
  • سالون آن‌ها نمونه‌ای از شبکه‌سازی زنانه در مدرنیسم بود.
  • رابطه‌ی آن‌ها الگوی متفاوتی از شراکت خلاق ارائه می‌دهد که با مدل مردمحور «نابغه‌ی تنها» در تضاد است.

این بازخوانی‌ها نشان می‌دهد که تاریخ ادبیات نه‌تنها تاریخ متون، بلکه تاریخ روابط است.

جمع‌بندی: دو نفر، یک پروژه‌ی فرهنگی

در انتها شاید بتوان گفت که مدرنیسم در خانه‌ای شکل گرفت که در آن دو زن تصمیم گرفتند با هم زندگی کنند؛ یکی زبان را از نو بسازد و دیگری جهانی بسازد که آن زبان بتواند در آن دوام بیاورد.

گرترود استاین بدون آلیس بی. توکلاس احتمالاً همچنان نویسنده‌ای مهم بود؛ اما بعید است همان نیروی متمرکز و همان شبکه‌ی فرهنگی پیرامونش شکل می‌گرفت.

آلیس بی. توکلاس بدون استاین شاید هرگز به‌عنوان چهره‌ای تاریخی شناخته نمی‌شد؛ اما بدون او، بخشی از مدرنیسم شکل نمی‌گرفت.

در نهایت، داستان آن‌ها یادآور این حقیقت است که تاریخ فرهنگ، اغلب حاصل کار مشترک کسانی است که یکی از آن‌ها بیشتر دیده می‌شود و دیگری در سایه می‌ماند.

و گاهی، بازخوانی همان سایه‌هاست که تصویر را کامل می‌کند.