من منا خداشناس هستم؛ پژوهشگر، نویسنده، مترجم و مدیر گالری هنری هیتو. فعالیتهای من در نقطه تلاقی آرت بروت (Art Brut)، هنر اوتسایدر (Outsider Art)، ادبیات و مطالعات فرهنگی شکل میگیرد. آنچه مرا در مسیر کار قرار میدهد، بررسی روایتهای زنانه و بازخوانی نقش زنان در تاریخ هنر و ادبیات ایران است، روایتهایی که در بسیاری از دورهها حذف شده، دستکاری شده یا نادیده گرفته شدهاند. در پروژههای پژوهشی و نوشتاریام، به تجربه زیستهی زنان، حافظهی فردی و جمعی، و چگونگی بازنمایی آنها در تصویر و متن توجه دارم. باور دارم که هنر میتواند به بازگویی روایتهای خاموش و بازگرداندن صدا به سوژههای تاریخی کمک کند. در کنار پژوهش و کیوریتوری، در زمینه کلکسیونری آثار هنرمندان خودآموخته نیز فعال هستم و به معرفی و گسترش جریان آرت بروت و اوتسایدر آرت در ایران میپردازم. از طریق نمایشگاهها، نشستها، پروژههای مطالعاتی و نوشتارهای تخصصی، تلاش میکنم مسیر گفتوگو و شناخت عمیقتر نسبت به این جریان را برای هنرمندان، پژوهشگران و مخاطبان فراهم کنم.

مقالات وب سایت منا خداشناس

زنان الهام بخش تاریخ هنر
پنج موزهٔ الهامبخش هنر: زنان که الهام بخش نقاشان تاریخ هنر بودند. نویسنده: منا خداشناس مقدمه: زنان پنهان در پشت شاهکارها در تاریخ هنر، تصویر زن همواره یکی از شاخصترین و تکرارشوندهترین موضوعات بوده است؛ از مجسمههای باروری پیشاتاریخی تا

رنج زنان بازنمایی واقعی
رنج زنان بازنمایی واقعی : از تراژدی شاعرانه تا بازنمایی واقعی نویسنده: منا خداشناس مقدمه: رنج زنانه در قاب هنر در طول تاریخ، رنج زنان همواره به شکلی شاعرانه و دلنشین به نمایش درآمده است. از نقاشیهای کلاسیک گرفته تا

صدای جاودان نویسندگان زن
صدای جاودان نویسندگان زن: چراغهای خلاقیت و شجاعت در ادبیات نویسنده: منا خداشناس مقدمه: صدای زنانه در مسیر تغییر نویسندگان زن از دیرباز با قلم خود پل میان اندیشه و عمل ساختهاند. پلی که انقلابها را برانگیخته، تغییرات اجتماعی را
بیانیهٔ هنری / پژوهشی
کار من در پی بازخوانی تاریخ از نگاه زنان است. در این مسیر، تصویر و متن برای من نه صرفاً رسانه، بلکه فضای گفتوگو هستند؛ گفتوگویی میان گذشته و اکنون، میان زنان ثبتشده در آرشیو و زنانی که امروز در هنر مشارکت دارند. آنچه در آثار و پژوهشهایم پیگیری میکنم، بازگرداندن حق روایت به زن است؛ زنی که گاه بهعنوان تصویر تشریفاتی، گاه بهعنوان موضوع مطالعه و گاه بهعنوان حاشیهنشین هنر دیده شده است. با تمرکز بر آرت بروت و هنر اوتسایدر، به تجربههایی توجه میکنم که خارج از ساختارهای رسمی آموزش و مؤسسات شکل گرفتهاند؛ جایی که خلاقیت خام، زیستمند و ریشهدار عمل میکند. این نوع نگاه، امکان مشاهدهی جهان از منظر دیگری را فراهم میسازد؛ منظری که در آن بدن، حافظه، زبان و هنر دوباره تعریف میشوند. در نهایت، هدف من ایجاد فضایی برای بازاندیشی و گفتوگو است؛ فضایی که در آن زن، بهجای آنکه ابژهی تصویر باشد، صاحب نگاه و روایت شود.