زندگینامه هانا سِنِش

هانا سنش Hannah Senesh / Hannah Szenes  ، شاعر پارتیزان، مبارز، و یکی از مهم‌ترین زنان جوانی که در جریان هولوکاست به نماد شجاعت، ایستادگی و مقاومت بدل شد.

نویسنده: منا خداشناس

زندگی‌نامه هانا سنش

هانا سِنِش (۱۹۲۱–۱۹۴۴) شاعر، چترباز و مبارزی یهودی‌تبار بود که در بوداپستِ مجارستان به دنیا آمد. او در خانواده‌ای فرهنگی رشد کرد، پدرش، بِلا سِنِش، نمایشنامه‌نویس و روزنامه‌نگاری شناخته‌شده بود و فضای ادبی خانه تأثیری عمیق بر شکل‌گیری ذهن شاعرانهٔ هانا گذاشت.

در سال‌های نوجوانی، هم‌زمان با گسترش تبعیض علیه یهودیان در مجارستان، هانا به جنبش‌های جوانان یهودی پیوست. در سال ۱۹۳۹، برای زندگی و تحصیل به فلسطین تحت قیمومت بریتانیا مهاجرت کرد، در کیبوتص «سِده» ساکن شد و هم‌زمان با کار و آموزش، نوشتن را ادامه داد.

اشعار این دوره، آمیزه‌ای از امید، مهاجرت، هویت و حس ریشه‌دواندن در سرزمینی تازه است.

زندگینامه هانا سِنِش

Photo By: www.amazon.com

پیوستن به مقاومت و تبدیل شدن به شاعر پارتیزان

با شدت‌گرفتن کشتار یهودیان در اروپا، هانا تصمیم گرفت مسئولیتی فراتر از نوشتن بر عهده بگیرد. او پس از گذراندن دوره‌های سخت نظامی، به نیروی هوایی بریتانیا پیوست و یکی از ۳۲ چترباز یهودی شد که برای عملیات نجات یهودیان اروپا آموزش می‌دیدند.

در سال ۱۹۴۴، برای انجام یکی از خطرناک‌ترین مأموریت‌های مخفی جنگ به سمت یوگسلاوی اعزام شد.

هدف مأموریت:

نفوذ به مرزهای مجارستان و کمک به یهودیانی که در آستانهٔ دیپورت به اردوگاه‌های مرگ بودند.

پس از رسیدن به منطقه، مشخص شد که یوگسلاوی به‌طور کامل به اشغال آلمان درآمده است. بیشتر اعضای گروه مأموریت را رها کردند، اما هانا، تنها و با آگاهی کامل از خطر مرگ، راه خود را ادامه داد و از مرز گذشت.

او مدت کوتاهی بعد دستگیر شد و در زندان بوداپست تحت شکنجه‌های شدید قرار گرفت. حتی مادرش را نیز بازداشت کردند تا او را وادار به افشای اطلاعات کنند، اما هانا هرگز تسلیم نشد.
در نوامبر ۱۹۴۴، در سن ۲۳ سالگی، اعدام شد.

زندگینامه هانا سِنِش
Photo By: www.reddit.com

شعر آخر هانا سنش، یادداشت‌های تاریکی

ترجمه: منا خداشناس

آخرین شعر او در سلول انفرادی پیدا شد، شعری که امروز در ادبیات مقاومت جایگاهی ماندگار دارد.

«یک، دو، سه…»

یک،
دو،
سه،

هشت فوت طول،
دو گام به جلو
باقی، تاریکی است.

زندگی
علامت سؤالی کوتاه و گذراست.

یک،
دو،
سه،

هفته‌ای دیگر، شاید،
یا
شاید ماهی دیگر مرا هنوز این‌جا بیابید.

اما
مرگ
احساس می‌کنم بسیار نزدیک است.

جولای… ماه جولای
می‌توانست بیست‌وسومین سالِ تولدم باشد.

من قمار کردم
برای آن‌چه برایم اهمیت داشت.
تاس انداخته شد…
و من،
باختم.

آثار و میراث هانا سنش

  • پس از جنگ، پیکر او به کوه هرتسل منتقل شد و به‌عنوان یکی از قهرمانان ملی اسرائیل شناخته شد.

  • شعر معروف او «Eli, Eli» به سرودی فراگیر تبدیل شد و بارها اجرا شده است.

  • دفترچهٔ خاطرات، نامه‌ها و شعرهایش پس از مرگ منتشر شد و تصویری روشن از ذهن شاعرانه و ارادهٔ تسلیم‌ناپذیر او ارائه می‌دهد.

  • هانا سنش به‌عنوان یکی از مهم‌ترین زنان مبارز در روایت‌های ادبیات مقاومت و هولوکاست، جایگاهی محوری دارد.