مقاله ای درباره عشق و علاقه لیبویتز و سونتاگ از منا خداشناس

آنی لیبویتز و سوزان سونتاگ و روایت تصویری از عشق ، علاقه و خلاقیت

نوشته شده توسط: منا خداشناس

مقدمه

آنی لیبویتز، عکاس برجسته‌ی چهره‌های مشهور و خالق برخی از نمادین‌ترین تصاویر هالیوود، و سوزان سونتاگ، نویسنده و متفکر تاثیرگذار، از نگاه بسیاری ترکیبی غیرمنتظره بودند. با این حال، این دو زن بیش از پانزده سال زندگی، سفرها و تجربه‌های حرفه‌ای خود را با یکدیگر شریک شدند، رابطه‌ای که سرشار از احترام، همراهی، عشق و خلاقیت بود. لیبویتز در کتاب زندگی یک عکاس: ۱۹۹۰–۲۰۰۵ مجموعه‌ای از تصاویر این دوران را گردآوری کرده است تا روایت شخصی و حرفه‌ای خود و سونتاگ را بازگو کند و نگاهی تازه به هنر، زیستن و روایتگری بصری ارائه دهد.

آشنایی و آغاز رابطه

آنی لیبویتز و سوزان سونتاگ در سال ۱۹۸۸ طی یک جلسه‌ی عکاسی با یکدیگر آشنا شدند، زمانی که لیبویتز مسئول ثبت عکس‌های تبلیغاتی کتاب سونتاگ با عنوان «ایدز و استعاره‌های آن» بود. در این زمان، لیبویتز ۳۹ سال داشت و سونتاگ ۵۵ ساله بود. این دیدار به نقطه‌ی آغاز پیوندی عمیق تبدیل شد، پیوندی که نه‌ تنها بر احترام و علاقه‌ی حرفه‌ای استوار بود، بلکه بر درک متقابل، کنجکاوی فکری و انگیزه‌ی مشترک برای خلق بهترین‌ها شکل گرفت.

زندگی روزمره و همکاری مشترک

در سال‌های همراهی، زندگی روزمره و حرفه‌ای این دو در هم تنیده شد. اگرچه در عرصه‌ی عمومی خود را زوج معرفی نمی‌کردند، اما واژه‌هایی مانند «دوست»، «همراه» و «شریک زندگی» بهترین توصیف برای رابطه‌ی آن‌ها بود.

تصاویر کتاب شامل لحظات خصوصی، سفرهای جهانی، پرتره‌های حرفه‌ای از چهره‌های مشهور و مناظر ساده و روزمره است. این تصاویر علاوه بر نمایش مهارت تکنیکی لیبویتز، بُعد انسانی و آسیب‌پذیر سونتاگ را نشان می‌دهند، وجهی که معمولاً در انظار عمومی کمتر دیده شده است. در این روایت بصری، عشق و همراهی به اندازه‌ی هنر و تکنیک اهمیت دارد.

مقاله ای درباره عشق و علاقه لیبویتز و سونتاگ

هنر و خلاقیت در زندگی مشترک

کتاب، هم مسیر حرفه‌ای لیبویتز و هم تجربه‌های شخصی او را نمایش می‌دهد. ثبت تصاویر والدین، فرزندان و حتی مجموعه‌های کوچک صدف‌ها و سنگ‌های مورد علاقه‌ی سونتاگ، نشان می‌دهد که خلاقیت واقعی در زندگی روزمره ریشه دارد.

در این تصاویر، هنر چیزی فراتر از قواعد رسمی یا ساختارهای آکادمیک است. هنری است که از رابطه، تجربه‌ی زیستن، لمس‌کردن دنیای اطراف و ثبت صادقانه‌ لحظات شکل می‌گیرد. لیبویتز نشان می‌دهد که بخش مهمی از خلاقیت، نتیجه‌ مشاهده‌ دقیق و تجربه‌ شخصی است، تجربه‌هایی که با سونتاگ به اوج می‌رسند.

مواجهه با بیماری و مرگ

یکی از تأثیرگذارترین و بحث‌برانگیزترین بخش‌های کتاب، تصاویری است که لیبویتز از روزهای پایانی زندگی سونتاگ ثبت کرده است. لیبویتز این تصاویر را با حساسیت بالا و پس از مشورت با دوستان نزدیک سونتاگ منتشر کرد تا روایت واقعی از مبارزه، شجاعت و زندگی او ارائه کند.

لیبویتز این عکس‌ها را «یادبود»، «ادای احترام» و «بیان همراهی واقعی» می‌نامد. تصاویری که نشان می‌دهند هنر می‌تواند ابزاری برای مواجهه با درد، فقدان و ناپایداری انسان باشد.

درباره رابطه عاشقانه و علاقه لیبویتز و سونتاگ

والدین، ادامه زندگی و باز تعریف معنا

در سال ۲۰۰۱ لیبویتز دخترش سارا را به دنیا آورد، و سونتاگ در بیمارستان کنار او بود. پس از درگذشت سونتاگ در دسامبر ۲۰۰۴، لیبویتز با کمک مادر جانشین دو قلوهای سوزان و سامیول را به دنیا آورد. این دوره ترکیبی از غم عمیق و شادی تازه بود؛ همان تنش و تلفیقی که روح کتاب زندگی یک عکاس را می‌سازد.

کتاب روایتگر داستان‌هایی از عشق، مرگ، مسئولیت، هنر و ادامه‌ی زندگی است و نشان می‌دهد چگونه زیست شخصی یک هنرمند می‌تواند به بخشی جدایی‌ناپذیر از اثر هنری او تبدیل شود.

جمع بندی

زندگی یک عکاس: ۱۹۹۰–۲۰۰۵ اثری تأثیرگذار است که تصویری عمیق و انسانی از دوستی، عشق، خلاقیت و همراهی ارائه می‌دهد، رابطه‌ای که مسیر زندگی دو زن برجسته را با یکدیگر پیوند زد. لیبویتز از دل شادی‌ها و غم‌ها، داستانی تصویری درباره‌ی زندگی، مرگ و هنر می‌سازد. روایتی که نه تنها لحظات شخصی و حرفه‌ای را ثبت می‌کند، بلکه ارزش یک رابطه‌ی انسانی و صمیمی را نیز یادآوری می‌کند.

این کتاب نشان می‌دهد که هنر و زندگی همیشه در هم تنیده‌اند و هر تصویر می‌تواند حامل تجربه‌ای عمیق، واقعی و فراتر از زمان خود باشد.

پیمایش به بالا