تفسیر رمان عاشق

معرفی رمان عاشق اثر مارگاریت دوراس

رمان عاشق، نوشته مارگاریت دوراس، یکی از مهم‌ترین آثار ادبیات مدرن فرانسه است. متنی که مرز میان اتوبیوگرافی، روایت عاشقانه و تجربه‌گرایی ادبی را در هم می‌شکند و با نثری موجز، تصویری و دقیق، به کاوش در حافظه، میل و قدرت می‌پردازد.

دوراس با بازگشت به هندوچین دوران استعمار، رابطه پیچیده دختری پانزده‌ساله با مردی مسن و ثروتمند چینی را بازمی‌نویسد. اما مرکز ثقل رمان نه ماجرای عاشقانه، بلکه شیوه روایت آن است. ساختار غیرخطی، فواصل روایی سنجیده و حرکت مداوم میان زمان حال نویسنده و گذشته دختر، تجربه‌ای چندلایه خلق می‌کند. در این رمان از روابط جنسیتی، طبقاتی و استعماری در بستری شخصی بازخوانی می‌شوند.

نثر بریده‌ بریده و سینمایی دوراس، همراه با سکوت‌ها و حذف‌های حساب‌شده، ریتمی می‌سازد که به موسیقی نزدیک است و به متن کیفیتی شهودی و نافذ می‌دهد. عاشق در عین روایت‌گری از میلی ممنوع و دوران‌ساز، پرسش‌های اساسی درباره بدن زن، میل زنانه و امکان روایت شخصی در نظام مردسالار طرح می‌کند. در عین حال نشان می‌دهد که چگونه نوشتن می‌تواند به شیوه‌ای برای بازپس‌گیری گذشته بدل شود. این رمان با شدت عاطفی و دقت فرمی خود، از محدوده یک داستان عاشقانه فراتر می‌رود و به اثری درباره حافظه، استعمار، جنسیت و خودِ عمل نوشتن تبدیل می‌شود. متنی که همچنان معیاری مهم در نقد ادبی، مطالعات جنسیت و روایت‌پردازی معاصر به شمار می‌آید.

پیمایش به بالا